دلتنگی های من و اون غریبه
دلتنگی های من تو هستی که میدانی و خبر نداری
سلام دوباره اينم يكي ديگه از شعرهايي كه خودم سرودم اميدوارم و اميدوارم من بودم حاكم مطلق،توي دست حكم بازی رسيدش به اخر دست،منو تو مونديم تو بازی تو شدي حاكم آخر ،پس بايد به شانس نگاه كرد تو زدي سر دل من كه شدش هديه بازی من بايد بر بزنم بر،تا بگي حكم خودت رو حكم تو شدش خود دل،پس بايد رفتش به بازی بر زدن ديگه تمومه،دنبال دلا ميگردم خس و خاشاك پيك و اجر شده اين ياور بازی دست اول،دادي بي بي ات رو بازی توي دست اولم من دادمش شاهمو بازی تو زدي زمين يه جاني اونی كه دستو عوض كرد من و اين دست تو خالی،پره از ريزاي بازی موندم و بی بيه ديگه كه ديگه شاه زمينه حكمموكردم لازم ،دلرو دادم به بازی ديدي كه چيزی ندارم ،از خودم دارم ميذارم خنديدي گفتی چه آسون ،دلتو دادي به بازی اوردمش به بازی،دلوي خوشگلم را گفتي همش همينه خوشگل ناز بازی زدي اونو ربودی با تك پسر يه سرباز من موندم و يه حالی از بودنم تو بازی اوردی تك پيكت رو با شادی و سروری حالمو جادو كردي با حال خاص نازی دوباره دل اوردم حكمرو باز اوردم گفتي بهم چه نازی به هرچی دل ميبازی من ديگه كم اوردم يه پادشاه اوردم منو سيام كردی بی بی آوردی بازی گفتي اينم دل من كه شاه نباشه بازی رسيد به اخر خط نه من توئی ميبازی گفتی اينم خود من يه تك دل و يه عاشق زدی زمين دلت رو اوردی اونو بازی گفتی من ودل من برنده ايم تو باختی گفتی نداری چيزی قلبو بگيری بازی؟ يه بار ديگه جادو كردی با چشم نازت دلوی خوشگلم شداون دوتاچشم نازی گفتی سر دلت بود سر دل كمت بود يادت نرفته با چی زديم شروع بازی بايد بگيرم از تو اون دل شاد هادی گرفتی رفتی اما سال نشده اوردی نگفته گفتی انگار كار دلم تمومه گفتی چقدر كوچيكه واسه دلم تو بازی رفتی و جا گذاشتی شاه دلت تو قلبم اينم شد اخردل،رد ندادم تو بازی نگو كه قسمتم بود نگو كه داری ميری نگو كه اخرش بود اينه تمام بازی نظرات شما عزیزان:
سلام داداش هادی خوبی؟
وااااااااااااااااااااای باید ببخشید که من ندانستم کی روز تولد شما داداش خوبم هست با چند روزتاخیر ولی از صمیم قلب روز میلادت مبارک ان شالله که تمام روزهای زندگی به کام شما باشد پس داداش گلم روز میلادت مبارررررررررررک این همه هدیه چند روز تاخیر من ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
سلام عالي بود.ميسييييييييي
![]() ![]() شرمنده دير اومدم ![]() مهلا
![]() ساعت11:59---20 بهمن 1390
ممنون که اومدی اقای هادی...
سلام دوست خوبم ممنون ازمحبتت شعر واقعا خیلی قشنگه
راستش من دیگه تصمیم گرفتم که چیزی ننویسم وببخشیدکه دیربهتون سر زدم اخه این روزا زیاد به نت سرنمیزنم اما با افتخارشما لینک میشوید- درپناه خالق نیلوفرها همیشه شکیبا بمان
سلام....
خییییییییییییلی قشنگ بووود.... ممنون خبرم کردی... ![]() **** گفتند عینک سیاهت را بردار دنیا پر از زیباییست!!! عینک را برداشتم.. ...... وحشت کردم از هیاهوی رنگها عینکم را بدهید میخواهم به دنیای یکرنگم پناه برم
قشنگ بود
![]() ![]() ![]() ![]() تولدتونم پیشاپیش مبارک ![]() ![]() ![]() ![]() سحر
![]() ساعت13:19---19 بهمن 1390
اطاعت امر شد آقا
لینک شدی...
سلام
خوب بود آفرین ولی یه خرده باید بیشتر روش کار کنی مرسی بهم خبر دادی دوست من... ![]()
سلام
خیلی قشنگه وافعا خودت سرودی افرین ![]()
سلام هادی جون.یه پا شاعر هم که هستید.زیبا بود
شعر زيباي حميد مصدق
تو به من خنديدي و نمي دانستي من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم باغبان از پي من تند دويد سيب را دست تو ديد غضب آلود به من كرد نگاه سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك و تو رفتي و هنوز، سالهاست كه در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم و من انديشه كنان غرق در اين پندارم كه چرا باغچه كوچك ما سيب نداشت ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
جواب زيباي فروغ فرخ زاد
من به تو خنديدم چون كه مي دانستم تو به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدي پدرم از پي تو تند دويد و نمي دانستي باغبان باغچه همسايه پدر پير من است من به تو خنديدم تا كه با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم بغض چشمان تو ليك لرزه انداخت به دستان من و سيب دندان زده از دست من افتاد به خاك دل من گفت: برو چون نمي واست به خاطر بسپارد گريه تلخ تو را ... و من رفتم و هنوز سالهاست كه در ذهن من آرام آرام حيرت و بغض تو تكرار كنان مي دهد آزارم و من انديشه كنان غرق در اين پندارم كه چه مي شد اگر باغچه خانه ما سيب نداشت ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
سلام خوبی هادی جان..؟
خیلی قشنگ بود.. دلت و گرفت به بازی بهت که گفته بودم.. ![]() نخواستی باور کنی...نمیدونم ای شالا خدا خودش کمکت کنه چی بگم... ![]()
سلام
شعرت قشنگه خوب تونستی با کلمات بازی کنی ولی اگه یه مقدار بتونی به وزنش سروسامونی بدی بهترتر میشه ببخشیدا.ما ادبیاتیا یه خورده حساسیم به ای چیزا ولی در کل درووود ![]()
salam dooste golam
mamanoonam ke khabaram kardi shere zibayi bood kheili mamnooon bazam behem sar bezan khoshhal misham ta bad bye bye ܓ♥دلــــــــــــــدادهܓ♥
![]() ساعت1:02---19 بهمن 1390
ممنون میشوم که در ویرایش وب کمکم کنید
![]() ܓ♥دلــــــــــــــدادهܓ♥
![]() ساعت1:01---19 بهمن 1390
خسته ام .....
بگذار استراحتی کنم ...... با من سخن از هیچ چیز مگو .... از من .. هیچ مخواه .... تنها بذار مرا ... ای تو ... ای دلِ من .... می خواهم کمی بدون تو ... در اسارتَ عقلم زندگی کنم .... تا کی بنده ی قلبِ خود باشم ... تا کی دل را بندگی کنم ؟؟
سلام خوبی ؟ این شعر را شما سروده ای مرحبا
عالیه پس شاعر هم هستی راستی ببخش که چند روز پیش آمده بودی و من دیر خدمت رسیدم برای آپ شما ![]() ![]()
وبلاگت خیلی ناز بود. اکه خواستی منو با اسمه وبم بلینک بعد بهم بگو تا تو رو هم بلینکم.مرسی
چهار شنبه 19 بهمن 1390برچسب:, :: 1:2 :: نويسنده : هادی
نويسندگان |
||
![]() |